السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
197
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگرى افتاده كه كمتر از محذور آن تفسير نيست ، اگر شديدتر از آن نباشد و آن اين است كه رؤيا را به اين احتمال تفسير كرد كه ممكن است رسول خدا ( ص ) چنين خوابى ديده باشد ، و هيچ فكر نكرده كه مگر ممكن است قرآن كريم را به احتمال تفسير نمود ؟ چطور چنين جرأتى به خود داده كه قرآن را به توهمى تفسير كند كه هيچ شاهد و دليلى بر آن نباشد ، نه در خود آيات و نه در خارج ؟ . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : مراد از « رؤيا » خوابى است كه رسول خدا ( ص ) ديد كه در آينده وارد مكه و مسجد الحرام خواهد شد ، و همان رؤيايى است كه خداى سبحان در آيه « لَقَدْ صَدَقَ اللَّه رَسُولَه الرُّؤْيا . . . » به آن اشاره مىكند . اشكال اين حرف اين است كه رؤياى در آيه مورد بحث رؤيايى است كه قبل از هجرت واقع شده و رؤيايى كه ايشان مىگويند بعد از هجرت و قبل از صلح حديبيه اتفاق افتاده ، و ما ان شاء اللَّه به زودى در باره آن رؤيا بحث خواهيم نمود . بعضى « 2 » ديگر به ابى مسلم مفسر نسبت دادهاند كه گفته مراد از « شجره ملعونه » در قرآن يهود است . و در اينكه آيا مىتوان آيه را به اين وجه تفسير نمود يا نه بحثش گذشت . * ( « وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً » ) * . در مجمع البيان از زجاج نقل مىكند كه گفته : كلمه « طينا » به خاطر اينكه حال است منصوب شده ، و معنايش اين است كه « تو اى خدا آدم را در حالى كه از گل بود خلق فرمودى » ، و نيز ممكن است كه در تقدير « من طين » بوده بعد از افتادن كلمه « من » به فعل « خلقت » وصل شده و منصوب گرديده است ، هم چنان كه در آيه « أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ » همين طور شده ، يعنى در تقدير « لأولادكم » بوده بعد از افتادن « لام » منصوب شده است . بعضى هم گفتهاند كه منصوب شدنش از اين باب است كه كلمه مورد بحث ، تميز است نه حال « 3 » . و در كشاف احتمال داده كه حال براى موصول باشد نه مفعول « خلقت » هم چنان كه زجاج و بعضى گفتهاند : در هر حال حاليه بودن خلاف ظاهر است ، زيرا كلمه « طينا » جامد
--> ( 1 ) منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 293 . ( 2 ) منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 294 ، و مجمع البيان ، ج 6 ، ص 424 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 69 .